دانش و فن
از سايت ميراث فرهنگي
مهندسان
هخامنشي، تخت
جمشيد را براي
برپايي نوروز
ساختند
مهندسان
هخامنشي ۲
هزار و 500 سال
پيش با توجه به
وضعيت اقليمي
و آب و هوايي،
تخت جمشيد را
براي برپاي
آيين نوروز
ساختهاند.
تهران
_ ۲۹ اسفند 1383 _
میراث خبر
گروه استانها:
بررسيها و
مطالعات
کارشناسان
نشان ميدهد
مهندسان
هخامنشي
دوهزار و 500 سال
پيش با توجه به
وضعيت اقليمي
و آب و هوايي،
تخت جمشيد را
براي برپايي
جشن نوروز در
دشت مرودشت
ساختهاند.
مجموعه تخت
جمشيد مجموعهاي
كامل از سازهها
و بقاياي
مربوط به دوره
هخامنشي است
كه در زمان
داريوش اول و
در سال 518 پيش از
ميلاد ساخته
شده است. اين
مجموعه از كاخها،
حصارها، بخشهاي
خدماتي و
نظامي مختلف
ساخته شده است.
«عليرضا عسگري»،
كارشناس
باستانشناسي
و سرپرست
مطالعات
باستانشناسي
تخت جمشيد
درباره
برگزاري
نوروز در اين
محوطه گفت: «با
توجه به اينكه
نقاط مختلف
جنوب، شمال،
شرق و غرب كشور
به دليل قرار
گرفتن نسبت به
خط استوا
داراي آب و
هواي مختلفي
است،
كارشناسان
هخامنشي با
بررسي آب و هوا
و جغرافياي
منطقه ، دشت
مردوشت را به
عنوان بهترين
منطقه براي
برگزاري
نوروز و ساخت
تخت جمشيد
انتخاب كردهاند.»
وي با اشاره به
اينكه آب و
هواي بهاري
همزمان با ماه
فروردين به
دشت مرودشت ميرسد،
گفت: «نقش
برجستههايي
كه در تخت
جمشيد توسط
كارشناسان و
مهندسان كنده
شده به خصوص
نقش برجسته
هديهآوردندگان
و حمله شير به
گاو همگي نشاندهنده
برگزاري
مراسمي ويژه
در اين مجموعه
است.»
عسگري با
اشاره به اين
كه تخت جمشيد
بهترين نقطه
براي برگزاري
جشن نوروز است،
گفت: «بررسيهاي
انجام گرفته
روي كاخهاي
مختلف به جاي
مانده از دوره
هخامنشي در
همدان، شوش و
فارس نشان ميدهد
كه مجموعه تخت
جمشيد به
عنوان پايتخت
علاوه بر جنبههاي
حكومتي مكاني
براي برگزاري
آيينها هم
بوده است.»
مجموعه
تاريخي و
پايتختي تخت
جمشيد مهمترين
پايتخت حكومت
هخامنشي است
كه در استان
فارس و در
نزديكي شيراز
جاي گرفته است.
از سايت ميراث فرهنگي
آجرهای مقاوم و ضد رطوبت، دستاورد مهندسی مصالح در عصر هخامنشی است
کشف آجرهای 2 لایه در کاخ کوروش هخامنشی در برازجان
با
ادامه برنامههای
کاوش و پژوهش
در کاخ
هخامنشی
چرخاب
برازجان،
کارشناسان
موفق به کشف
آجرهای دو
لایهای شدند
که در برابر
رطوبت ناشی از
عوارض اقلیمی
در مناطق
ساحلی از
مقاوت خوبی
برخوردارند.
تهران
_۲فروردين
۱۳۸۴_ میراث
خبر
گروه استانها،
میترا اسدنیا:
با ادامه
برنامههای
کاوش و پژوهش
در کاخ
هخامنشی
چرخاب
برازجان،
کارشناسان
موفق به کشف
آجرهای دو
لایهای شدند
که در برابر
رطوبت ناشی از
عوارض اقلیمی
در مناطق
ساحلی از
مقاوت خوبی
برخوردارند.
با کشف سازه ها
و آثار تازه ای
در محوطه
باستانی
چرخاب
برازجان، که
اخیرا توجه
بسیاری از
کارشناسان
باستانشناسی
و معماری را به
خود جلب کرده
است، جزییات
تازهتری از
سبک معماری
ناشناخته عصر
کوروش
هخامنشی
آشکار می شود.
«علی اکبر
سرفراز»،
سرپرست تیم
کاوش در چرخاب
برازجان
درباره ویژگی
آجرهای دو
لایه و کاربرد
آن در بنای
مورد نظر گفت: «این
نوع آجرها،
متشکل از
محفظههایی
از گل پخته با
قطر 5/1 تا 2 سانتی
متر است که با
مقادیر زیادی
گل فشرده خام
انباشته شده
است.»
به اعتقاد
سرفراز تکنیک
ساخت این
آجرها امروز
شگفتی باستان
شناسان را
برانگیخته
است. وی گفت: «نکته
جالب توجه در
تکنیک ساخت
آجرهای دو
لایه که توجه
مهندسان و
معماران عصر
هخامنشی را
برانگیخته
است؛ خواص
شیمیایی خاک و
بهرهبرداری
هوشمندانه از
آن برای ایجاد
مقاومت مصالح
در برابر
عوارض طبیعی و
اقلیمی منطقه
است.»
به گفته
سرپرست تیم
کاوش در چرخاب
برازجان از
آنجا که منطقه
ساحلی بوشهر،
منطقهای
مرطوب و پر
باران است،
معماران و
سازندگان کاخ
کوروش برای
حذف رطوبت از
مصالح و
افزایش
مقاومت مصالح
در برابر فشار
و رطوبت شدید
منطقه که سبب
تلاشی تدریجی
بنا می شده است،
از خاصیت گل
خام فشرده در
محفظهای از
گل پخته
استفاده می
کردند. انبوه
گل خام پس از
خشک شدن خاصیت
کمپکت Compact يا
فشردگی پیدا
می کند. این
توده در برابر
فشار، از
سیمان هم
مقاومتر است.
معماران
هخامنشی
همچنین برای
ایجاد عایق
رطوبتی و حذف
رطوبت شدید
اقلیمی در بنا،
با روکشی از گل
پخته یا آجر،
مصالحی می
ساختند که
دارای مقاومت
بالا هم در
برابر فشار و
هم در برابر
رطوبت بوده
است.
وی در مورد
کاربرد این
نوع مصالح در
بنا گفت: «معماران
کاخ کوروش در
چرخاب
برازجان از
این نوع آجر؛
عمدتا در یک
سازه آبی که
هنوز عملکرد
آن برای
کارشناسان
مشخص نشده،
استفاده کرده
اند. علاوه بر
این؛ تکنیک
استفاده از گل
خام فشرده در
محفظههایی
از آجر پخته،
در ساخت پایههایی
به نام «کوپال»
نیز استفاده
می شده که در
گذشته برای
جابه جا کردن
سنگ یا وسایل
سنگین به کار
می رفته است و
کارکردی شبیه
به قرقرههای
امروزی در حمل
و نقل اشیا
سنگین داشته
است.»
سرفراز در
پایان تاکید
کرد کشف این
نوع مصالح که
منحصرا در کاخ
کوروش در
چرخاب
برازجان بکار
رفته، کشف
نمونهای
دیگری از
عناصر و شاخصههای
معماری و هنر
ایران است که
دقت و ظرافت را
با استحکام و
استواری بنا
در هم آمیخته و
هیچ یک را
قربانی دیگری
نکرده است.
کاخ کوروش
هخامنشی در
چرخاب
برازجان، در 15
کیلومتری شهر
بندری بوشهر
واقع شده است.این
شهر نخستین
بار در سال 51
کشف شد.
مطالعات
اولیه درباره
سبک و دلایل
ساخت این کاخ
که گویی در سالهای
پایانی حیات
کوروش ساخته
شده، حاکی از
اهمیت این
منطقه ساحلی
در مجموعه
امپراتوری
هخامنشی و
همچنین از مهم
ترین اسناد
تاريخی موجود
در اثبات
مالکیت و
سیادت دریایی
ایرانیان در
خلیج فارس، رد
نظریه تاریخی
دریاترسی
ایرانیان و
ادعاهای واهی
مطرح شده از
سوی برخی
محافل و
کشورهای غربی
درباره خلیج
فارس است.
روند
تنظيم بودجه
در ايران از
دوران باستان
تاكنون
داريوش اول با ۵۰۰ ميليون تومان، نخستين بودجه ايران را تنظيم كرد
ميزان
ماليات
دريافتي از
ايالات ۲۰
گانه ايران كه
بخشي از بودجه
كشور را تامين
مي كرد، در
دوران داريوش
اول ۱۴ هزار و
۵۶۰ تالان طلا
نوشته است.
تهران
_ ۱۰بهمن 1383_
ميراث خبر:
گروه فرهنگ_
بنا به روايات
تاريخي،
ايرانيان
نخستين قومي
بودند كه
بودجه رسمي
داشته و حساب و
كتاب مملكت را
با آن مدون مي
كرده اند.
هردوت،
هردوت، ميزان
ماليات
دريافتي از
ايالات بيست
گانه ايران را
كه بخشي از
بودجه كشور را
تامين مي كرد،
در دوران
داريوش اول ۱۴
هزار و ۵۶۰
تالان طلا
نوشته كه به
پول امروز
رقمي در حدود 500
ميليون تومان
ميشود و با
بودجهاي كه
امسال از سوي
دولت به مجلس
ارائه شد و
رقمي معادل 157
هزار ميليارد
تومان است ،314
هزار برابر
تفاوت دارد.
و اما اولين
بودجه برنامه
اي مدرن، مدون
و منظم در عصر
ناصري و در
حدود 150 و اندي
سال به وسيله
اميركبير
ارائه شد كه
هفت برابر
بودجه پيش از
سال صدارت او
بود و رقم آن
بالغ بر 20
ميليون تومان.
اين بودجه
مطابق با
موازين جديد
مالي دنيا
تهيه شده بود و
بر اساس آن يك
سازمان امور
مالي هم به
وجود آورد.
در سال 1299 هجري
شمسي كه
كودتاي سوم
اسفند رخ داد،
احمد شاه،
ميليسپو را به
ايران آورد تا
دخل و خرج را
مرتب كند.
پهلوي اول كه
شاه شد،
ميليسپو را
راند و علي
اكبر داور را
براي سرپرستي
وزارت دارايي
منصوب كرد.
آخرين بودجهاي
كه او براي سال
1316 تنظيم كرد،
پنج برابر
بودجه سال
نخست رضاخان
بود كه در سال 1304
سر كار آمده
بود.داور خود
را كشت و بودجه
تنظيمي او را
جانشينش به
مجلس برد. نطفه
تشكيل سازمان
مديريت و
برنامهريزي
فعلي در همان
زمان ريخته شد.
پيشينه
تاريخی
سازمان
مديريت و
برنامه ريزی
کشور
سازمان
مديريت و
برنامه ريزی
کشوراز ادغام
دو سازمان
امور اداری و
استخدامی
کشور(سابق) و
سازمان
برنامه و
بودجه (سابق)
به وجود آمده
است.
سازمان
برنامه و
بودجه
براي هماهنگ
كردن فعاليت
های عمرانی و
لزوم تهيه
برنامه هايي
برای رشد
اقتصادی و
اجتماعی
کشوردر سال 1316
هجری شمسی «شورای
اقتصادی»
تشکيل شد. در 17
فروردين سال 1325
به موجب تصويب
نامه هيات
وزيران،
هياتی به نام
هيات «تهيه
نقشه اصلاحی و
عمرانی کشور»
تشکيل شد. هيات
دولت پس از
دريافت
گزارشات
ارائه شده از
سوی اين هيات
در مرداد ماه
سال 1325 تصويب
کرد؛ برای
رسيدگی به
برنامه های
ارائه شده از
سوی
وزارتخانه ها
هيات جديدی به
نام «هيات
عالی برنامه»
تشکيل شود.
هيات عالی
برنامه در سال
1327 لايحه قانون
برنامه هفت
ساله عمرانی
کشوررا تهيه و
به مجلس وقت
ارائه کرد. در
اين لايحه
برای نخستين
بار با توجه به
لزوم جلوگيری
از ايجاد
اصطکاک بين
سازمان هايی
که عمليات
مشابه انجام
می دهند از
سويی و لزوم
تحول اقتصادی
کشور از سوی
ديگر،
پيشنهاد می
شود اجرای
برنامه از
طريق همکاری
بين دواير
دولتی و
سازمان های
وابسته به
دولت از يک طرف
و سازمانی خاص
به نام «سازمان
برنامه» از
طرف ديگر
انجام گيرد.
به اين ترتيب
در مهر ماه 1327
اداره ای به
نام اداره
دفتر کل
برنامه تاسيس
می شود که بعدا
اين اداره
سازمان موقت
برنامه
ناميده می شود.
درنهايت طبق
قانون مصوب 26
بهمن 1327 سازمان
برنامه به
وجود می آيد.
با تصويب
قانون برنامه
و بودجه در 15
اسفند 1351
سازمان
برنامه به
دليل انتقال
وظيفه تهيه و
تدوين تمامی
بودجه به آن «سازمان
برنامه و
بودجه» ناميده
می شود.
تاريخچه ۱۰۰
سال بودجه
ريزي
نگاهي به ۱۰۰
سال گذشته
نشان مي دهد،
بودجه ريزي در
كشور از
مسايلي است كه
همواره در
كانون توجهات
قرار داشته
است. اگر در دو
يا سه سال اخير
مسئولان
سازمان
مديريت به اين
مسئله متهم
هستند كه با
استفاده از
دستورات
صندوق بين
المللي پول
بودجه كشور را
تنظيم كرده
اند اما تاريخ
حاكي است
دولتهاي
مختلف تا
حدودي تكيه بر
كارشناسان
بين المللي را
مبناي تحولات
ساختاري در
بودجه قرار
دادهاند.
مورگان شوستر
آمريكايي
نخستين
كارشناسي بود
كه در
ارديبهشت
۱۲۹۰ شمسي به
صورت رسمي و با
مأموريت
سامان دادن به
وضعيت مالي
دولت به ايران
وارد شد، اما
حضور وي بيش از
۸ ماه دوام
نيافت و به
دليل تشديد
بحرانهاي
سياسي و
اولتيماتوم
دولت روسيه،
او ناچار به
ترك كشور شد.
يك دهه بعد از
آن و در سال
۱۳۰۱ يك
آمريكايي
ديگر با
مأموريتي
مشابه به
ايران آمد. او
كسي جز دكتر
ميليسپو نبود.
اين آمريكايي
در رأس هيأتي
به ايران آمد و
به دنبال يك
دوره اقدامات
اجرايي،
قرارداد
ادامه خدمت و
حدود
اختيارات وي
در سال ۱۳۰۴
براي دو سال
ديگر تمديد شد.
ميليسپو در
خاطرات خود مي
نويسد: «در
زمان ورود من
به ايران
علاوه بر «آرميتاژ
اسميت»
انگليسي كه به
عنوان مشاور
مالي در
استخدام دولت
بود، گمركات و
پست به وسيله
بلژيكي ها و
امور نظميه
توسط سوئدي ها
اداره مي شد و
يك كارشناس
جنگل از آلمان
و يك متخصص
چايكاري از
هلند نيز
مشغول به كار
بودند.» به
عقيده برخي
صاحبنظران،
در حوزه بودجه
ريزي استقرار
ميليسپو در
ايران و سياست
هاي مالي او به
منزله پايان
بودجه ريزي
سنتي در ايران
بوده و به اين
ترتيب
درآمدهاي
دولت از
درآمدهاي
كشاورزي و
روستايي جدا
شد و در حقيقت
ساختار بودجه
به هم ريخت.
البته اين
تحول ناگهاني
در نظام بودجه
نويسي بعدها
آثار و عواقب
ناگوار خود را
بر اقتصاد
كشور برجاي
گذاشت كه يكي
از مهمترين
آنها جدايي
بودجه از
مسايل و
مشكلات بومي و
منطقه اي بود.
فاصله زماني
سالهاي ۱۳۰۴
تا ۱۳۲۰ دوران
شكل گيري نظام
تازه اي براي
بودجه ريزي در
ايران است. در
اين فاصله نقش
درآمدهاي
نفتي در بودجه
عمومي دولت
جدي نبود و
منابع حاصل از
اين محل بيشتر
به مصرف هزينه
هاي نظامي
رسيد. بودجه
دولت در
سالهاي ۱۳۱۸ و
۱۳۱۹ به تكامل
خود رسيد و
اطلاعات
بودجه اي دولت
در هفتاد ستون
عرضه شد.
از سال ۱۳۳۲
مرحله ديگري
در نظام بودجه
ريزي آغاز
شد،زيرا در
اين سال كشور
با وامها و
كمكهاي
بلاعوض
آمريكا و
انگليس مواجه
شد. در ضمن
درآمدهاي
نفتي نقش مهمي
در بودجه پيدا
كردند.
با افزايش
درآمدهاي
نفتي و شروع
برنامه هاي
عمراني،
بودجه دولت در
كشور اهميت
مضاعفي يافت و
در سال ۱۳۴۵
پيشنهاد
لايحه بودجه
از وظايف
وزارت دارايي
خارج و تحت نظر
و مسئوليت
نخست وزير
درآمد كه در پي
آن دفتر بودجه
در سازمان
برنامه تشكيل
شد. قانون
برنامه و
بودجه به اين
وضعيت رسميت
بيشتري بخشيد
و از سال ۱۳۵۲
تهيه و تنظيم
بودجه كل كشور
جزو وظايف
سازمان
برنامه و
بودجه و كليه
امور مالي و
خزانه داري در
وزارت دارايي
متمركز شد. رشد
شتابان
درآمدهاي
نفتي از جمله
مسايلي است كه
نظام بودجه
نويسي را در
اين دوران به
شدت تحت تأثير
قرارداد. در
كتاب «بودجه
ريزي در ايران»
كه به همت مركز
پژوهشهاي
مجلس به چاپ
رسيد، با توجه
به مسايل
تاريخي فوق حل
و فصل
نارسائيهاي
ساختار بودجه
ريزي در ايران
در گروي چند
مسئله اصلي
قرار داده شده
است.
نخستين مسئله
تاريخي در
اصلاح ساختار
بودجه چگونگي
تحليل حكومت،
تميز حكومت از
دولت و ارتباط
اين دو با
ماليه عمومي
است.
به عبارت ديگر
براي مثال اگر
حكومتها با
ايده عدالت
اجتماعي بر سر
كارند مسلماً
اين ايده با
دولتها به
عنوان قوه
مجريه و بودجه
در ارتباط است.
از سوي ديگر
مشخص شدن نقش
دولت در
اقتصاد از
جمله مسايلي
است كه تأثير
شگرفي در روند
تدوين بودجه
دارد. در اين
رابطه هر قدر
دولتها
گسترده تر
باشند ارتباط
آنها نيز با
نظام بودجه
ريزي وسيع تر
خواهد شد و
تجربه ۱۰۰سال
گذشته حاكي از
آن است كه عدم
تناسب چهره
مالي دولت با
ظرفيت هاي
داخلي و بروز
كسري هاي عظيم
بودجه زمينه
ساز بروز
بحرانهاي
اجتماعي و گاه
تغيير حاكميت
سياسي شده است.
شايد با توجه
به چنين
مشكلاتي بود
كه مسئولان
وقت سازمان
مديريت و
برنامه ريزي و
مجلس ششم
تصميم به
اصلاح
ساختاري
بودجه گرفتند.
همان طور كه
ذكر شد طي ۱۰۰
سال گذشته
بودجه ريزي،
تحولات آن و در
نهايت
اصلاحات در
نظام بودجه
ريزي تداوم
داشته است.
به اين ترتيب
در تبصره ۴۸
قانون بودجه
سال ۸۰ دولت
ملزم به اصلاح
ساختار بودجه
شد و سازمان
مديريت و
برنامه ريزي
نيزنحوه طبقه
بندي اقلام
بودجه اي كشور
را در لايحه
بودجه ۱۳۸۱برمبناي
نظام طبقه
بندي آمارهاي
مالي دولت (GFS)
تغيير داد.
هرچند به
عقيده
صاحبنظران
اقدام سازمان
مديريت و
برنامه ريزي
در تدوين
بودجه بر
مبناي نظام GFS
هنوز يك كار
ناقص و ناتمام
است اما به هر
حال اين اقدام
حركتي در جهت
شفاف و روشنتر
شدن نظام
بودجه ريزي
ارزيابي مي
شود
. «هورت كهلر»
مديرعامل
سابق صندوق
بين المللي
پول در زمينه
اين نظام جديد
بودجه نويسي
معتقد است: «اين
نظام بودجه
ريزي در مورد
استانداردهاي
گردآوري و
ارائه آماري
گام به جلوي
بزرگ محسوب مي
شود و از اين
رو بخشي از
تلاش جهاني به
منظور بهبود
حسابداري
دولت و شفافيت
در عمليات است.».
به عقيده او
آمارهاي مالي
دولت، كليد
تجزيه و تحليل
مالي است كه هم
در توسعه و
نظارت بر
برنامه هاي
مالي صحيح و هم
در امر نظارت
بر سياستهاي
اقتصادي نقش
حياتي برعهده
دارند.
اگر بخواهيم
به طور خلاصه
نظام GFS را مورد
ارزيابي قرار
دهيم بايد گفت
كه در اين نظام
بر خلاف رويه
هاي گذشته
درآمدها و
هزينه هاي
دولت به طور
شفاف
موردارزيابي
قرار مي گيرد.
اگر در سالهاي
گذشته درآمد
حاصل از
صادرات نفت
خام، فروش
اوراق مشاركت
و يا برداشت از
حساب ذخيره
ارزي جزو
درآمدهاي
دولت محسوب مي
شد، در نظام
جديد
درآمدهاي
دولت به طور
عمده به
درآمدهاي
مالياتي
منحصر مي شود. .
براساس اين
نظام، بودجه
به دو بخش كلي
دريافتها و
پرداختها
تقسيم مي شود
كه دريافتها
شامل
درآمدهاي
عمومي شامل
ماليات، ساير
درآمدها و
شفاف سازي
قيمت انرژي
است. در اين
بين درآمدهاي
نفتي جزء
واگذاري
دارايي هاي
سرمايه اي
قرار مي گيرد.
از سوي ديگر در
برابر
درآمدهاي
عمومي
اعتبارات
هزينه اي يا
هزينه هاي
جاري قرار
دارد كه اين دو
تراز عملياتي
بودجه را
تشكيل مي دهد.
در مقابل تراز
عملياتي ما
شاهد تراز
سرمايه اي
هستيم كه تراز
سرمايه اي
برابر
واگذاري
دارايي هاي
سرمايه اي است
كه از تملك
دارايي هاي
سرمايه اي با
بودجه عمراني
كم مي شود.
در اين نظام
كسري بودجه در
حقيقت برابر
تفاوت بين
تراز عملياتي
و تراز سرمايه
اي بودجه است.
براساس اين
نظام كسري
بودجه معمولاً
از طريق تراز
مالي جبران
خواهد شد كه
تراز مالي نيز
عمدتاً شامل
فروش سهام،
فروش اوراق
مشاركت يا
استفاده از
حساب ذخيره
ارزي است.
کشف کوره های
ذوب فلز در «اسپیدژ»
نشان داد:
مردم اسپیدژ مسگران زبردستی بوده اند
کشف
دو کوره ذوب
فلز در محوطه
سه هزار ساله «اسپیدژ»
در سیستان و
بلوچستان
نشان داد که
مردم اسپیدژ،
پیش از تاریخ
به هنر مسگری و
فلزکاری مسلط
بوده اند.

شيي كشف شده در اسپيدژ
تهران
_ ۱۰ فروردين
۱۳۸۴ _ میراث
خبر
گروه استان ها:
کشف دو کوره
ذوب فلز در
محوطه سه هزار
ساله «اسپیدژ»
در سیستان و
بلوچستان
نشان داد که
مردم اسپیدژ،
پیش از تاریخ
به هنر مسگری و
فلزکاری مسلط
بوده اند.
چندی پیش در
جریان بررسی
های
کارشناسان
سیستان و
بلوچستانی در
محوطه «اسپیدژ»،
دو کوره ذوب
فلزدر کنار
تمامی ابزار و
وسایل مخصوص
به حرفه فاز
کاری در اطراف
این دو کوره
کشف شد. پیش از
این اشیای
یافت شده فلزی
که از مس یا
مفرغ ساخته
شده بودند،
این سئوال را
در ذهن باستان
شناسان ایجاد
کرده بودند که
آیا این اشیا
از نقطه دیگر
به اسپیدژ
وارد می شده یا
ساکنان
اسپیدژ خود،
محصولات فلزی
خود را تهیه می
کردند؟
«محمد حیدری»،
باستان شناس و
سرپرست هیات
کاوش در محوطه
باستانی
اسپیدژ در این
باره گفت: «کشف
دو کوره ذوب
فلز مس و مفرغ
به همراه
تمامی وسایل
ابزار مورد
نیاز این کار
در کنار این
کوره ها، نشان
داد که
اسپیدژی ها،
نه تنها در هنر
سفالگری
بسیار خبره
بودند، بلکه
مسگری و
فلزکاری را
نیز به خوبی می
دانستند.
ساکنان
اسپیدژ با
استفاده از
این ابزار
صناعت
فلزکاری خود
را به رونق
بخشیده و
محصولات خود
را به سایر
نقاط نیز صادر
می کردند.»
به گرفته
حیدری در کنار
این کوره های
ذوب فلز، سنگ
های مس نیز
دیده شده، که
نشان می دهد،
سنگ مس از نقاط
دیگر به
اسپیدژ آورده
و کالای خاصی
از آن ساخته می
شده است.
همچنین در
نزدیکی این
کوره ها
دستگاه جوش
کوره و ظرف
مخصوص سرد
کردن فلزهای
ذوب شده، خنجر،
تبر و دیگر
ابزارهای
مفرغی و مسی به
دست آمد.»
«حیدری»
درباره ظرافت
ابزار کار
ساکنان «اسپیدژ»
گفت: «در این
بررسی ها به
اشیای مفرغی
برخورد کردیم
که طول و عرض
آنها فقط 3
سانتی متر بود
و پیکره های
حیوانی را
نشان می دادند.
این پیکره های
بسیار کوچک،
نشان می دهد که
ابزار ساکنان
اسپیدژ بسیار
دقیق و ظریف
بوده و آنان
هنر مسگری و
مفرغ کاری را
به خوبی می
دانستند.»
محوطه پیش از
تاریخ اسپیدژ
در چند
کیلومتری
شهرستان زابل
قرار دارد. این
محوطه یکی از
غنی ترین
محوطه های
عیلامی در
ایران محسوب
می شود که به
دلیل بی توجهی
مسئولان،
بسیار مورد
غارت قرار
گرفته و
حفاران غیر
مجاز، بخش
زیادی از این
محوطه را
تخریب کرده
اند.
3 ميلي
متر، واحد
اندازه گيري
در دوره
هخامنشي بوده
است
باستان
شناسان و
كارشناسان
پروژه بنياد
پژوهشي پارسه
و پاسارگاد در
پروژه
رمزگشايي
واحد اندازه
گيري دوره
هخامنشي به
عدد سه ميلي
متر به عنوان
واحد اندازه
گيري در اين
دوران رسيدند.
تهران
_ ۱۴ فروردين
۱۳۸۴ _ میراث
خبر
گروه استان:
باستان
شناسان و
كارشناسان
پروژه بنياد
پژوهشي پارسه
و پاسارگاد در
پروژه
رمزگشايي
واحد اندازه
گيري دوره
هخامنشي به
عدد سه ميلي
متر به عنوان
واحد اندازه
گيري در اين
دوران رسيدند.
حكومت
هخامنشي يكي
از مهمترين
دوره هاي
حكومتي در
ايران است كه
از سال 550 پيش از
ميلاد تا 334 پيش
از ميلاد
ادامه داشت. در
اين دوران
ايران از لحاظ
اقتصادي،
اجتماعي و
سياسي در
جايگاه
مناسبي بود و
پادشاهان
دستور ساخت
بناها و
آرامگاه هاي
مختلفي دادند
كه مهمترين
آنها تخت
جمشيد در
نزديكي شيراز،
پاسارگاد در
جنوب استان
فارس و گور
دختر در بوشهر
و كاخ آپادانا
در شوش است.
«مجدالدين
رحيمي»
كارشناس
معماري و عضو
دفتر فني
بنياد پژوهشي
پارسه و
پاسارگاد در
مورد چگونگی
شناسايي واحد
اندازه گيري،
گفت: «بعد از
بررسي ها و
مستندنگاري
هاي انجام شده
در سازه هاي
مربوط به دوره
هخامنشي نظير
آرامگاه
كوروش در
پاسارگاد،
گور دختر در
بوشهر، بخش
هايي از تخت
جمشيد و
آرامگاه
داريوش در نقش
رستم به
اندازه هاي
ثابتي در
ابعاد و
اندازه هاي
سنگ ها نظير 52 و 34
و 104 برخورد
كرديم كه با
مقايسه آنها؛
مشتق گيري و
محاسبات
رياضي به 3
ميلي متر به
عنوان پايه
اندازه گيري
رسيديم.»
وي با اشاره به
اينكه عدد 52
سانتي متر
پرمصرف ترين
اندازه در
سازه هاي
دوران
هخامنشي بوده
است، گفت: «در
گذشته بسياري
از متخصصان
داخلي و خارجي
به دنبال
شناسايي
واحدهاي
اندازه گيري
در دوران
هخامنشي بوده
اند ولي به
نتايجي دقيق
براي ارايه يك
واحد نرسيدند.»
وي همچنين با
اشاره به
اينكه نمي
توان واحد
اندازه گيري
هخامنشي را
بدون شناسايي
اسنادي
نامگذاري كرد،
گفت: «شناخت
واحد اندازه
گيري و خط كش
دوره هخامنشي
مي تواند در
روشن كردن
بخشي از
مهندسي رياضي
و اعداد در اين
دوران كمك كند.»
مطالعه روي
واحد اندازه
گيري در دوران
هخامنشي از يك
ماه پيش آغاز
شده بود.
به اعتقاد
كارشناسان
بررسي هاي
انجام شده
نشان مي دهد
ضريب اندازه
گيري در اين
دوران از دقت
بالايي
برخوردار
بوده است.
اردشير خداداديان
روشهاي بهداشتي و درماني درايران باستان
تهران
ـ ۱۵ فروردين
۱۳۸۴ ـ ميراث
خبر
گروه تخصصي:
آريائي هاي
قديم بهداشت و
پيش گيري از
بيماري ها را
بوسيله
روشهاي خاص
خود در صدر
وظائف خويش مي
شناختند و مي
كوشيدند كه با
آيين مخصوص
كفن و دفن
مردگان خويش
از گسترش
بيماريها كه
به وسيله
اجساد و
انسانها و
جانوران به
موجودات زندة
ديگر انتقال
مي يابند و
تندرستي آنان
را درمعرض خطر
قرار مي دهد
جلوگيري كنند.
(فيتتز : پزشكي
در اوستا،
صفحه 40-38)
براي عملي
كردن اين روش
آريائيها در
دستگاه
حكومتي و ميان
اقوام
وخويشان
مقررات و
فرمان هاي
پزشكي و
بهداشتي
داشتند. مثلا"
يكي از مهم
ترين اين
فرمانها، دور
كردن جسدهاي
انسانها و
حيوانات از
خانه و محيط
زيست، شهر و
قصبه و
اجتماعات
ومناطق
كشاورزي و
محيط پرورش
جانوران بود.
با توجه به
قوانين پزشكي
و بهزيستي،
انسان هاي سخت
بيمار كه نياز
به معالجه
داشتند، مي
بايست هر چه
زودتر از
انسان هاي
سالم دور شوند
و به
بيمارستانها
و يا مراكز
ديگر درماني
انتقال داده
شوند.
ظروف مخصوصي
كه براي
اينگونه
بيماران در
نظر گرفته مي
شد، نمي بايست
مورد استفاده
ديگران قرار
گيرد، اين روش
و فرمان
مخصوصا"براي
آن قبيل زناني
كه دوران
قاعدگي را مي
گذرانيدند و
نيز در مورد
زخمي ها در
ميان
هخامنشيان و
پيش از آنها و
نيز بعدها به
اجرا در مي آمد
و موجب جدايي
كامل بيماران
از انسانهاي
سالم مي شد. (براندنبورگ:
پزشكان
روحاني ، صفحه
26-25)
براي كسب
آگاهيهاي
پزشكي و تحصيل
دانش و فنون
مختلفة پزشكي،
دانشجويان
ميبايست در
محضر متخصصين
پزشكي، دانش
پزشكي آموخته
و دوره هاي
نسبتا"
طولاني پزشكي
كه در آنزمان
با دانش هاي
ديگر نيز توأم
بوده است،
بانجام
رسانند.
به استناد
نوشته هاي به
جاي ماندة
اوستايي پنج
دسته از
پزشكان در
زمان هاي پيش
در ايران
باستان
شناخته شده
اند كه از نظر
وظيفه و كيفتي
كار ئ تخصص
كاملا" از هم
تميز داده شده
اند. 1- اشو پزشك (اوستايي
Aso-baesaza) يا پزشيك كه
به كمك قانون
مقدس اشا
بيمارانش را
درمان مي كند.
اين پزشك كسي
است كه روش
درمان پزشكي
او به كمك اشا (پاكي)
و در چهار چوب
اشا بوده و
چيزي جز نظافت
و دقت در
نگهداري جسم و
روان وتوجه به
مواد غذايي و
نظام بهداشتي
را به بيماران
خويش تجويز
نکرده و فرمان
نمي داد و جز
انجام اين
فرمانها از
بيمار انتظار
نداشت (يشت 3
بند 6).
به استناد
اوستا و
همانگونه كه
از مفهوم لغوي
آن مستفاد مي
شود، اشو پزشك
كسي است كه با
توجه به ضوابط
و قوانين
متخذه از واژه
مقدس ‹‹اشا››
يعني راستي و
پاكي بيماران
را درمان
ميكند. اين
پزشك را مي
توان با توجه
به توانايي و
تخصص به پزشك
بيماريهاي
عمومي امروز
كه براي درمان
اكثر
بيماريهاي
عادي مسئول
است تشبيه کرد.
(يشت 3 بند 6).
2- داد پزشك (Dato-baesaza)
يا پزشكي كه به
كمك قانون
درمان مي كند
كسي است كه روش
درماني او به
كمك ‹‹داتا›› (قانون
– داد – حق) و
كاربرد
روشهاي
مخصوصي بوده و
وظايف درماني
ويژه اي را به
بيماران خود
فرمان ميدهد.
در زمره اين
روشها و
قوانيني ‹‹برشنوم››
(Baresnum) را مي توان
ذكر كرد. به
كمك اين روش 9
روز و نه 9 شب
بيماران را از
انسانهاي
ديگر دور نگه
ميداشتند و
جدا از ديگران
غذايش را به او
مي دادند به
خاطر اينكه از
سرايت و
انتقال
بيماري او به
ديگران
جلوگيري شود.
پيروي و
كاربرد اين
روش به ويژه در
مورد
بيماريهاي
مسري قابل
توجه وعمل
بودند.
به كمك
اينگونه
روشهاي
درماني به
بيمار آرامش
بخشيده مي شده
و نيز محيط
زندگي و
اطرافيان او
را از گزند
بيماري به دور
نگهداشته مي
شدند. اين روش
هنوز نيز در
ميان
زرتشتيان
معمول است و
بطور كامل و با
دقت و مراقبت
فوق العاده به
مورد اجرا
گذاشته ميشود.
روش درماني
برشنوم
مخصوصا"
درمورد
بيماراني
انجام مي
گرفته است كه
به يك بيماري
واگيردار
مبتلا بوده
اند. بر اساس
اين روش كه پس
از معاينات
پزشكي وتشخيص
نوع بيماري و
آنكه بيمار
نياز به
برشنوم دارد
مي توانسته
است در موارد
ضروري و فوري
درهر وقت و
زماني به
مرحله اجرا در
آيد.
در صورت ديگر و
براي
زرتشتيان
سالم كه فاقد
هر گونه
بيماري هستند
و در نظام
پزشكي و با
توجه به اصول و
ضوابط درماني
نيازي به
برشنوم
ندارند، بلكه
مجبورند كه به
روش برشنوم در
مورد خويش
توجه و طبق آن
رفتار كنند،
فقط ساليانه
يك بار و بيشتر
در تابستان و
مخصوصا" در
مواقع خاصي از
اين فصل در
خانه موبد
مخصوصي كه
صلاحيت
برگزاري
مراسم برشنوم
را دارد،
اجراي مراسم
برشنوم انجام
ميگيرد. جا
دارد كه اضافه
شود كه
برگزاري
مراسم برشنوم
به اعتقاد من
در ايران
باستان در محل
مخصوص و
برگزيده اي
بوده و تحت نظر
مراجع با
صلاحيت ديني و
پزشكي صورت مي
گرفته است و نه
به گونة
امروزي كه در
خانه موبد
مخصوص اين
مراسم برگزار
ميشود. اين
موبد متبحر نه
تنها در فن خود
در مورد انجام
مراحل مختلفة
برشنوم مهارت
وتوانايي خاص
دارد، بلكه به
امور مهم ديني
در مقام يك
روحاني تسلط
كامل داشته و
در اين وظيفه
حساس خويش يك
صاحبنظر و شخص
مورد اطمينان
مقامات مذهبي
و دولتي نيز
بوده است و
آنگونه كه از
نوشته هاي
ديني
زرتشتيان به
زبانهاي
اوستايي و
پهلوي برمي
آيد، مخصوصا"
مورد توجه
شاهنشاهان و
پيشوايان
طراز اول ديني
بوده اند.
اينگونه
پزشكان حتي در
مورد بيماري
درباريان و
مقامات دولتي
و روحانيون
دست به كار
مداوا مي شدند
و به دستورات
درماني آنها
توجه خاص مي
شده است.
اين موبد
وظيفة تهيه
اغذيه و
آشاميدنيها
را با توجه به
اتكاء به
ضوابط و
فرامين و نسخه
هاي ديني به
نحو احسن به
عهده دارد و
بعلاوه
مراقبت به
بيماران خويش
را بطور مداوم
به عهده دارد.
در طي شبا